سیاوش مدرسی
سرسخن: جمهوری اسلامی: بنبست یا گریزگاه؟
سیاوش مدرسی
مردم ایران دیگر تاب و تحمل ادامه زندگی در شرایط کنونی را از دست داده اند, موج اعتصابات کارگری و تظاهرات در شهرهای مختلف, بحران حکومتی جمهوری اسلامی را روز به روز بیشتر تشدید میکند, و این رژیم را هر چه بیشتر به لبه پرتگاه نزدیکتر میکند.
برمتن اوج گیری تنش های سیاسی در ایران بحران اقتصادی به شدت گسترش میابد. گرانی, بیکاری و فقر از زمان به قدرت رسیدن خاتمی ابعاد وحشتناکتری به خود گرفته است در حقیقت بن بست سیاسی جمهوری اسلامی فرسایش بیش از پیش توان اقتصادی این رژیم را در پی آورده است. علی اردکانی رییس اتاق بازرگانی ایران اعلام که: رشد اقتصادی ایران در شرایط کنونی صفر است.
بازار نفت چشم انداز روشنی ندارد و صادرات غیر نفتی در سراشیب سقوط قرار گرفته اند
جهان غرب که شرایط انفجاری ایران را درک کرده است با جدیت فعالیت و چاره جویی و راه یابی برون رفت رژیم اسلامی, از بحران را در دستور کار گذاشته است, آنها راه حل برونرفت از این بنبست را در اجرای برنامههای سیاسی جناح خاتمی جستجو میکند؛ جناحی که خود بیش از هرکس و هر چیز بر بنیادهای اساسی جمهوری اسلامی تاکید میورزد و اعلام وفاداری میکند. حمایت جهان غرب فقط دایره بحران درونی هیئت حاکمه را دو چندان کرده است. اما غرب با تمام توان در جهت گریز از انفجاری دیگر در ایران، در توهم رفرم در جمهوری اسلامی تمامی مساعی خویش را بکار میبرد.
بیل کلینتون رئیس جمهور آمریکا دیپلماسی فوتبال را بجای دیپلماسی پینگپنگ – که روابط آمریکا و چین را در دهههای گذشته حسنه کرد – پیشنهاد میکند. قانون داماتو که امکان معامله اقتصادی با ایران را بسیار محدود میکرد از طرف رئیس دولت آمریکا لغو میشود و به این ترتیب آمریکا سیاستش در مورد ایران را با اروپا همسان میکند.
امدادهای غیبی! تیم فوتبال آمریکا را در بازیهای جهانی در مقابل تیم ایران قرار داد تا بعد از حضور کشتیگیران آمریکایی در ایران، مراوده دیگری بین تمدنها ایجاد شود. همزمان, الیاسون, قائم مقام وزیر خارجه سوئد, به ایران سفر میکند و اعلام میدارد که ما با نظریه گفتگوی تمدنها موافقیم و در پاسخ به آن، “گفتگوی اسلام و اروپا” را ابداع کردیم. آقای رومانو پرودی نخست وزیر ایتالیا به اتفاق همسرش که ملبس به حجاب اسلامی بود، بعنوان اولین رئیس دولت اروپایی بعد از بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی به ایران سفر میکند. وزیر خارجه عربستان که تا دیروز منافق و وهابی بود راهی ایران میشود و دست آخر هیات ترویکای اتحادیه اروپا مرکب از نمایندگان وزیران خارجه انگلیس، اتریش و آلمان آماده سفر به ایران و مذاکره با سران حکومتی ایران میشود.
اما در حقیقت این توازن و تعادل درونی باندهای حکومت اسلامی است تعین میکنند که در این سفر گفتگوی تمدنها و به رسمیت شناسی توحش اسلامی در ایران و جهان موضوع گفتگو باشد و خاطره طرح ترور سلمان رشدی و دادگاه میکونوس به بایگانی سپرده شود. و یا بر عکس. آن چه که از هم اکنون عیان است این است که جناح خامنه ای شروع به سنگربندی در مقابل این هیيت کرده و حتی روزنامه جمهوری اسلامی گفتگو با اروپا را که به دریچه و روزنه ای برای خاتمی تبدیل بیهوده اعلام میکند
همزمان بانکها و کنسرنهای اروپایی و ژاپنی و هیئتهای حسننیت راهی ایران میشوند. “کنتارو اویکاوا” مدیر صنایع سنگین شرکت میتسوبیشی از طرف فدراسیون صنایع ژاپن (کیدانرن) با هیئتی ۶۰ نفره وارد ایران میشود و “میکسورا” یکی از سخنگویان این هیئت به خبرنگاران در تهران اعلام میکند که گسترش روابط سرمایهگذاری ژاپن در ایران مشروط به بهبود روابط تهران با واشنگتن است.
شرکت مالی “فایننشال کانسالتنسی” قسط اول یک وام ۷۴ میلیون دلاری را به دولت ایران پرداخت میکند و در دبی تشکیل یک صندوق مالی شناور ویژه ایران با سرمایهای ۱۰۰ میلیون دلاری مورد بحث قرار میگیرد. بانکها و بیمههای ایتالیایی راهی ایران میشوند تا قراردادهای کلان اقتصادی امضا کنند.
جهان سرمایهداری غرب گسترش روابط بینالمللی دولت خاتمی را مهمترین دستاورد او اعلام میکند اما واقعیتهای سرسخت شرایط ایران، صفآرایی عمومی جامعه در مقابل جمهوری اسلامی و ماهیت اختلافات درونی هیئت حاکمه اسلامی، صحنه دیپلماسی اقتصادی ایران را کماکان سوت و کور نگاه داشته است. اما صحنه سیاسی پرتنش و پرتشنج چشمانداز رویدادها و تنشهای سختتری را پیش رو میگشاید.
تلاش غرب برای پیشگیری از انقلابی دیگر در ایران و گشایش و ایجاد منفذی برای خروج جمهوری اسلامی از بنبست محتومش، در غرقاب اوهام محو میشوند. امروز دیگر کمتر ناظر خارجی و مدافع جناح خاتمی را میتوان یافت که بر نگرانی و شکست طرحهای غرب در اوج این تلاشها تاکید نکند.
بازی سیاست-اقتصاد و اقتصاد-سیاست در قدرت پیش رونده یک واقعیت سرسخت و فعال رنگ میبازد
مردم با توقعات روز به روز فزاینده در برابر جمهوری اسلامی صف آرایی میکنند و جناح خاتمی که دیگر حتی توان دفاع از مهره های شناخته شده اش را از دست داده است. توهم کنترل و کانالیزه کردن, اعتراضات مردم در چهارچوب نظام اسلامی را چون دودی محو و کمرنگ در آسمان رها میکند و جناح خامنه ای با ماغ کشیدن این واقعیت, مثل گذشته به قدرت نظامی و سرکوب روی می آورد. ظرفیت بالفعل جنبش اعتراضی و سکولاریستی در ایران امروز دیگر نه در کریدورها و وعده های جناح های حاکمیت و هران شناخته شده آن که در کارخانه ها و خیابان ها به غلیان در می آید. اگر در بیست سال قبل جمهوری اسلامی موفق شده که سیاست را از خیابان و کارخانه و مراکز عمومی به اتاق های در بسته و حجره های مساجد منتقل کند, این بار بعد بیست سال سیاست و تصمیم گیری درباره سرنوشت خود, دیگر بار به خیابان ها و کارخانه ها و مراکز عمومی پرتاب میشود. اما مشکل اساسی هییت حکمه اسلامی این است که توان دیروزیش در سرکوب راسا دست داده است, دیگر حتی به طور علنی از چند دستگی در نیروهای سرکوبگر رژیم به میان می آمد. رژیم جمهوری اسلامی علیرقم ظرفیت بالای خشونت و سرکوبگرش با تمام وجود آچمز شده است و پتانسیل سرکوبگری آن اگر چه در کوتاه مدت غیر قابل اجتناب به نظر میرسد,در دراز مدت از ضعف و ناتوانی حکایت میکند
جمهوری اسلامی در هر حال به پایان کارش نزدیم می شود و خشونت, توحش و سرکوبگری جمهوری اسلامی بدون شک جزو موالفه های این اختتام و این پایان کر خواهند بود. اما آن چه که مسلم است, جمهوری اسلامی دیگر امکانات داخلی ادامه حیات را برای همیشه از دست داده است
اگر در بیست سال قبل جمهوری اسلامی موفق شد که با تقاضای تحمل “دیگراندیشان” از طرف حکومت اسلامی، امواج اعتراضی مردم را در چهارچوب پوسیده قوانین جمهوری اسلامی محصور کند، امروز دیگر این به دانش عمومی تبدیل شده است که مشکل، نفس موجودیت این قوانین است و نه بد اجرا شدن و یا به اجرا در نیامدن آن. مشکل اساسی هیئت حاکمه اسلامی این است که توان دیروزیش در سرکوب را باختن داده است. دیگر حتی بطور علنی از چند دستگی در نیروهای سرکوبگر رژیم سخن بمیان میآید.
آینده تحرک مردم چه خواهد بود؟
بدون شک مردم ایران در مقابله با جمهوری اسلامی با یک جنبش یکدست و با مطالبه مشترک به میدان نخواهند آمد. این را هم پیشبینی دستهبندیهای کنونی درون جامعه و مطالبات بغایت گوناگون آن به عیان نشان میدهند. تلاش برای همگون نشان دادن مطالبات مردم همانقدر بیاساس است که توهم به خاتمی به عنوان زبان حال مطالبات عمومی و مشترک مردم. مطالبات طبقات مختلف مردم را نمیتوان مساوی گرفت. سیاست را از خیابان و کارخانه و مراکز عمومی به اتاقهای دربسته و حجرههای مساجد منتقل کند، این بار بعد از بیست سال سیاست و تصمیمگیری درباره سرنوشت خود، دیگر بار به خیابانها و کارخانهها و مراکز عمومی پرتاب میشود.
امروز دیگر با وضوح بیشتری میتوان دید که در جبهه مخالفین جمهوری اسلامی، آینده را نه مینیمالیستهای امیدوار که ماکزیمالیستهای معترض رقم خواهند زد. جریاناتی که بر امر جدایی دین از دولت به تمام معنی پافشاری میکنند و خواهان ایجاد جامعهای مدرن و سکولار و امروزی هستند. در این میان جنبش کارگری، نسل جوان و بویژه جنبش زنان با مطالباتی روز به روز افزون، مقدرات آینده را رقم خواهند زد. این آینده از پیچ و خم توطئهها، سرکوبها و کودتاها و شورشها قد برخواهد افراشت.




